مهنا مهنا ، تا این لحظه: 15 سال و 10 ماه و 18 روز سن داره

کـــــودکـــــ عشق , مُــــهَــــنّــــا

این روزها

سلام عزیز مادر : روز ب روز بزرگتر میشوی و من درک میکنم معنای واقعی اسمت را شیرین , گوارا , خوشایند دخترک شرینم عذر من را بپذیر ب خاطر این روزهایم این روزها کمی غمگینم این روزها ارامشی ندارم این روزها دلم ابی اسمان میخواهد وبس این روزها دریای دلم طوفانی است این روزها عجیب دلم دلشوره ات را دارد دختر گوارایم مرا ببخش برای این روزها نمیدانم چرا اینگونه شدم دلم شادی میخواهد وبس درحالی ک وقتی تو اوج شادی ام غمگین غمگینم اشیانه غم مدتی است ک بالای سرم لانه کرده دلم دریا میخواهد وبس درحالی ک میدانم وقتی ب ابی دریاها رسم خود بی رنگ میشوم دلم شدید بارانی ست این روزهای ...
27 خرداد 1391

یک عدد هنی + یک عدد آقای پدر

برای یک عدد هنی : طبق عادت روزانه مهنا ک فقط ماست و پلو میخوره نشستیم کنارش تا غذای اعیونیشو بش بدیم همینجور ک نشسته بودیم شروع کردیم ب شعر خوندن دامن من چین چینیه ایبه اسمونیه .... ک هنوز شعرم تموم نشده دیدیم خانم پاشده و میدوئه طرف اتاقش میگم مامانی کجا میری اما جوابی نمیشنوم بعد ٢ مین میبینم ک دخملی با عسل گیسوش از اتاقش میاد بیرون حالا چی ؟؟ همون عروسکی ک این شعرو میخوند   و بعد خودش دکمشو میزنه و سرشو تکون میده و مثلا میخونه مام ک کلی دلمون براش ضعف رفته و کلی قربون صدقش رفتیم میگیم مامانی حالا بیا غذاتو بخور اما با اشاره بم میفهمونه ک اول عسل گیسوش ...
19 خرداد 1391

بفرما غذا

بفرما غذا     پ ن : ما از وجود این عکسها کاملا بی اطلاع بودیم تا همین الان ک در لبتاپ پدرجان (منظور پدر خودمان میباشد ) زیارت نمودیم و البته قابل ذکر میباشد ک این عکسهارا خاله جان مهنا گرفته است. ...
11 خرداد 1391

خنده هایت جان است...

نازنینم بخند     بخند ک لبخندت زندگی من است و ارامش دل حتی اگر لباس خونه ایی بر تن داشته باشی و موهای ژولیده ایی ک چندی پیش شانه کشیده شده و یا حتی چشمانی ک از فرط خواب پف کرده و کشیده شده همه ی اینها زیباترت میکند اما برای من خنده های از ته دلت موسیقی است برای قلب عاشق من پس بخند ک خنده هایت دنیای من است ...       ...
31 ارديبهشت 1391

ترس شیرین

نترس نترس دخترک کوچکم نترس ک ان زینت سفره مان بود و تدارکی برای مهمونان عزیز نترس از الویه ایی که برای تزیین سفره مان ب صورت خرگوشی در اوردم تا سفره مان بسی خوشگل شود ترس ندارد نازنینم  ان فقط صورتک خرگوشیست بسی کم ازار   پ ن : مهنای نازم از الویه ایی ترسید و فرار کرد ک فقط زینت سفره مان بود . و حال آن الویه تهش در اومد اما دخترم هنوز از یخچالی میترسد که فقط چند ساعت آن خرگوش کم ازار اشیانه کرده بود...     ...
26 ارديبهشت 1391

بدون عنوان

    پ. ن : اینجا زمین است ! رسم بعضی ادمهایش عجیب است . اینجا گم ک میشوی ... ب جای اینکه دنبالت بگردند فراموشت میکنند (اما ما ب یادت هستیم ).     ...
19 ارديبهشت 1391