بدون عنوان
سلام ملوس ..... پیشی مامان این چن لوزه همش به دور بودیم پسل خاله مامان که مامانی بهش میگه داداشی با پسل عموهای مامان ( هادی . مسعود . علی ) خونه ما بودن و کلی پدر تورو دراوردن فکرشو بکن بهت ژله دادن... یادم باشه سر همشون تلافی کنیم باشه گلکم خب بعد از اون داداش مصتک(مصطفی) و علی خونه ما موندن تا فردا غروبش که رفتیم بیرون و یه ددری کردیمو رسوندیمشون خونه هادی البته خونه مجردهااااااااااااا که من موندم اگه این بدبخت زن بگیره این همه ادمارو کجا جاشون بدیم یا معتاد میشن یا باید برن بمیرن. ....... هه هه هه هه هه ......... بعد از اون روز البته شب... ...
نویسنده :
مامان
14:59





